تبليغاتX
در سبزوار
زندگي آنقدر كوتاه است كه حيف است وقت خود را صرف تنفر از ديگران كنيم.



باور كنيد......

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط دوستان شهر  | 
در دولت نهم (فعلي) تا جايي كه امكان داشت از نيرو هاي حراستي و... در امورات اجرايي استفاده شد (حداقل در شهر ما) به هر دليل نمي دانم شايد به كسي مطمئن نبودند . به نظر شما خوب بود يا بد ؟؟ البته ميشه فني تر سوال كرد ولي خواستيم خيلي ساده باشه.




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط دوستان شهر  | 
فرماندار دلسوزمان ظاهرا پرشتاب امور شهر را رها کرده و برای هدایت سکان دفتر تبلیغاتی اقای احمدی نژاد در استان به مشهد شتافته.در این کار دو هدف است:یا قبل از برکناری در صورت تغییر دولت خود با پای خویش رفته و یا با مقام استانداری (در صورت برنده شدن اقای احمدی نژاد )دوبار برخواهد گشت.هرچه بود از خودش که زیاد نمی دانم ولی الحق که بخشداران خوبی سر کار اورد!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط دوستان شهر  | 
سلام

امديم

امشب بطور تصادفي نگاهي به وبلاگ انداختم . برايم جالب بود بعد از حدود 3سال

اولا وبلاگ بسته نشده بود.

ثانيا :داراي نظرات جديد بود .

لذا تصميم گرفتيم با همكاري شما خوانندگان محترم دوباره شروي كنيم

پس بنويسيم در مورد هر انچه از  خوبي وبدي مسولين و نمايندگان شهرمان ، راههاي پيشرفت و برون رفت از اوضاع موجود و.... ميدانيم.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت   توسط دوستان شهر  | 
راستی مثل اینکه قدیمی های سبزوار از ما بهتر بودن. شعر زیر و مرحوم "مجمع الصنایع" از شعرای سبزوار به لهجه سبزواری گفته که تقدیمتان می گردد:(به سبزواری ب خ نه سعی ک نه - م ت نه )

 

تا کی د کونج پستوی غفلت د خاو مری         مخو حالیت ر وه  در ور تو ظولوم مره

هر کس که مثل ما وتو باگایه بما و تو چه       گسنه گدای و نفله و بی چاشت و شوم مره

از مردمای ضعیف خداهوم بدیش می یه            از چشم خلق مفته بی جا و جوم مره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت   توسط دوستان شهر  | 
 

    گروه دوستان شهر ضمن تشکر از همه دوستداران شهر سبزوار ارزوی پیشرفت و سر بلندی برای تمام ایران خصوصا" دیار سربداران دارد وبه خودمان وهمه عزیزان متذکر می شویم که "هیچ قومی نجات     نمی یابد مگر اینکه تک تک افراد ان جامعه در خود تغییر ایجاد نمایند واحساس مسولیت کنند ومسولین جامعه را اربابان خود ندانند."

به امید فردایی بهتر و خدا نگهدار

                               از اینکه در این مدت با ما بودید متشکریم.

 

                                         خداحافظ

 

....(((((هیچ فرد یا گروهی حق استفاده از عنوان دوستان شهر را در انتخاباتها و....   ندارد ودر صورت استفاده مربوط به این وبلاگ نمی باشد)))).....

دنبال نوشته های شما در وبلاگ ها می گردیم.

"اگر به کسی در وبلاگ توهین شده یا خبر نا صحیح درج شده از همه عذرخواهیم"

 

خـداحـــــــــــــافـظ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت   توسط دوستان شهر  | 
یکی دوهفته پیش بزرگیان در نماز جمعه می گوید ۶۰۰یا۷۰۰میلیون تومان بودجه راههای خوشاب به جوین داده می شده است وعده ای را مقصر می داند ما که نبودیم ولی مثل اینکه سید ابادی را متهم می کند.سید ابادی هم موضع می گیرد و طی مکاتبات زیاد با مسوولین سبزوار واستان وی را متهم به شایعه پراکنی می کند واز اداره راه می خواهد از حیثیت خود دفاع کند وضمنا خودش هم شاید شکایت کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط دوستان شهر  | 
سلام

یه وبلاگی جدیدا راه افتاده ودنبال ادم های نخبه سبزوار می گرده .

کار خوبیه و ما فال بد نمی زنیم انشالله پیدا کنن که البته سبزوار واقعا نخبه زیاد دارد و نخبه های ان نیز گم و گور نیستند.

ضمن ارزوی موفقیت برای مدیر این وبلاگ می گوییم  شاید پیدا کردن دلایل کنار کشیدن یا کنار زده

 شدن نخبگان در سبزوار و کل ایران کار جالب وتحقیق علمی خوبی باشد.

 ادرسشون اینجاست(نخبه یاب)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت   توسط دوستان شهر  | 
سلام

حتما جریان تصادف یک موتوری با یک اسکانیا پارک شده در چهل متری که منجر به مرگ موتورسوار شده شنیده اید.حاضران می گویند الگانس نیروی انتظامی وی را دنبال می کرده و موتور سوار مرتب در حال نگاه کردن به عقب بوده.

 ایا واقعا جزای او مرگ است؟وایا نیروی انتظامی به این مساله اعتراف کرده است؟

مقصر کیست؟ خدا را چه دیده اید شاید راننده اسکانیا که در خانه اش بوده مقصر شود.!!

چندی پیش یکی از دوستان در چاله های حفر شده یکی از ادارات که بدون چراغ خطر بود افتاد وتا سر حد مرگ پیش رفت والبته کسی به گردن نگرفت. 

حقوق شهروندی یا حقوق بشر کجاست؟

کجایند مدعیان؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت   توسط دوستان شهر  | 

 

 

 

دوشنبه 19 تير1385 ساعت: 18:33 توسط:کشتی گیر

جانا  سخن از زبان نا می گویی :

من از طریق وبلاگ صدای معلم با شما آشنا شدم.
منم یک سبزواری علاقه مند به شهرم و امورات اون هستم.
اگر شما هم با من هم عقیده اید که ورزش، چاره ی حل برخی مشکلات جوانان هست(تاکید می کنم- برخی) به هر نحوی که صلاح می دانید به مسوولین امر اطلاع دهید اگر برای مساله ی اشتغال جوانان کاری از پیش نمی برند لااقل برای ورزش شهر که می توانند سرمایه گذاری کنند تا جوانان خوب و فهیم شهرمان حداقل تا زمانی که کار ندارند به تفریحات سالمی چون: کشتی، جودو، شنا و... که امکانات کمی هم در شهر وجود دارد، بپردازند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت   توسط دوستان شهر  | 
سلام

من از دانشجوهای پیام نورم/////به تازگی سرهنگ میرعلی معون دانشگاهمون می خواد پسرشم بیاره تو دانشگاه کارمندش کنه...لطفا بنویسید...ما این دردمون رو به کی بگیم؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت   توسط دوستان شهر  | 
 

مطلب ارسالی از:شوق

بنام حق
در التهاب سیاست و هیجان ورزش
قلم شریعتی را چه کسی برخواهد داشت؟
گل نزدن و گل خوردن و شکست تیم فوتبال ایران در جام فریبنده جهانی، عدم راهیابی به مرحله یک هشتم نهایی، و وداع زودرس و قابل پیش بینی آن با جام زرین قهرمانی، سایه سنگین خود را بر اذهان توده ها و جوانان پهن کرده است، و امروز، آنقدر که سیاست بازان و قلم زنان و مفسران و تحلیل گران، از علی دایی و علی کریمی می گویند و می نویسند، ازعلی شریعتی نمی گویند و نمی نویسند.
آری امشب!
در هیاهوی مصلحت و غوغای مصلحت ها، وقتی که در آسمان سیاست و قلم، ابر دروغ، هاله حقیقت می شود، و بازار تملق و فریب و دروغ داغ می گردد! شریعتی را کم داریم! تا که اینگونه دور از سیاست زدگی، با خدای خود مناجات کند.
خدایا!
به من توفيق تلاش در شکست، صبر در نوميدي، جهاد بي سلاح، کار بي پاداش، فداکاري در سکوت، دين بي دنيا، مذهب بي عوام و عظمت بي نام، خدمت بي نان، ايمان بي ريا، خوبي بي نمود، گستاخي بي خامي، مناعت بي غرور، عشق بي هوس، تنهايي در انبوه جمعيت، دوست داشتن بي آن‌که دوستت بدارند، روزي کن.
شب بخير! امشب! نامه اي براي امشب را بخوان

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت   توسط دوستان شهر  | 
سلام

تا انجا که ما می دانیم دفتر نمایندگان محترم وبعضی گردن کلفت های شهر این وبلاگ را می خوانند والبته بعضی هاشان هم دنبال ما میگردنند ولی هیچ کدام پاسخ مارا در مورد مطالب درج شده ندادند شاید پاسخی ندارند یا ما را ادم حساب نمی کنند انشالله دومی نباشه!!

ولی ما به همه این عزیزان اعلام میداریم که هرگونه پاسخ انها در صورت ارسال در اینجا درج خواهد شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت   توسط دوستان شهر  | 
سلام

دکتر شریعتی از ماست.

از ما سبزواریها!!!!

ولی ایکاش یا از ما نمی بود یا ذره ای از قیام و فریاد های او را حداقل برای اسایش خودمان یاد می گرفتیم.

کسی که حقیقت را به خاطر مصلحت ذبح شرعی نمی کرد!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت   توسط دوستان شهر  | 
بیاد دکتر شریعتی:

 

ای قوم اگر سنگ ببندم شکــمم را             هاشا که به نانی بفروشم قلــــمم را

فانوس شب در بدری های شما باد             این شعله که سوزانده زسرتاقدمم را

با مردم اینـــــــــــده بگویید بسازنند             از تیغه شمشیر ضریح حــــــــــرمم را

..........

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت   توسط دوستان شهر  |